تبلیغات
یک خانوم پرنیان...و داداش مَهراد - عمل جراحی سخت...
یک خانوم پرنیان...و داداش مَهراد
می‌نویسیم اینجا؛ تا که از یاد نبرده باشیم" زندگی شستن یک بشقاب است" ...به همین سادگی

-   یه عمل جراحی سخت داشتم؛ گفته بودم که علاقه دارم دکتر بچه درآوردن از شکم و خانوم‌ها بشم، رفته بودم کیف پزشکی‌ام رو گذاشته بودم روی تخت و داشتم عمل سختی رو انجام می دادم، دویدم وسط هال:" علی! دستیار اتاق عمل ندارم؛ می‌آی کمک؟" و بابا اومد تا طی یه عمل جراحی موفق روی ایوت دورلیک( عروسک بلوند لنگ‌درازم) یه ایلیای نازنازی دنیا بیاریم. بعد هم بچه رو بوسیدم دادم دست علی و گفتم: این هم بچه‌تون ایلیا! و بابا گفت: "خانوم دکتر از لطف‌تون ممنون" و من خسته کوفته جوابش رو دادم:" من که کاری نکردم! وظیفه‌ام بود"

 

-   صبح از مهدم زنگ زدن به مامان که حال پرنیان خوب نیست و بیاین دنبالش و مامان که رسید بهش گفتم: "مامان حالم خوب شده، بریم سر کارت می‌خوام ببینم دوستات چی کار می‌کنن!" راه افتادیم که وسط راه مامان پرسید: دخترم! می‌خوای بریم خونه ناناز! بهش گفتم: "مامان اگه الان بریم خونه ناناز، وسط روزه و باید صبر کنیم شب شه که وقتی رفتم از فردا که مهد تعطیل می‌شه دیگه همون‌جا بمونم، پس بریم سر کارت ببینم این همکارات چه شکلی‌ان؟"

 


-   درحالی که مامان برام آلو و عناب گذاشته بود همراه چاشت بخورم و تنها آلو رو خورده بوم مامان پرسید: دخترم چرا اون یکی رو نخوردی!؟ گفتم: "مامان من فکر کدم توی برنامه مهد روز خوردن عناب فرداس..."



نوشته شده در تاریخ جمعه 24 تیر 1390 توسط پرنیان | نظرات()
shirin
چهارشنبه 13 مهر 1390 12:51 ق.ظ
mashalah be shirin zaboneyat
پاسخ پرنیان : mersi
شکیلا
سه شنبه 11 مرداد 1390 02:03 ب.ظ
خوشحالم که عملت رو با موفقیت به پایان رسوندی
پاسخ پرنیان : مرسی....
elife
پنجشنبه 6 مرداد 1390 03:16 ب.ظ
سلام . دست نوشت جالبی بود. این آدرس وبلاگ منه . نظرتون برام خیلی خیلی مهمه. اگه تشریف اوردین كلی خوشحال میشم.
پاسخ پرنیان : چشم...
ماما پانی
پنجشنبه 6 مرداد 1390 01:27 ب.ظ
سلام خانوم دکتر کوچولو خسته نباشی چه عکس خوشگلی انداختی خاله جان ممنونم که همیشه به ما سر میزنی عزیزم
پاسخ پرنیان : وظیفه اس...لطف دارین
miss pink
چهارشنبه 5 مرداد 1390 10:32 ب.ظ
سلاملکوم پرنیان خانومه خاله.خوبی دختر کوشکولو؟عکسشو ببین چه خوشگله.کی موهاتو شیطونی درست کرده خاله اینقدر بت میاد.
پاسخ پرنیان : خودم خاله...
سمانه
چهارشنبه 5 مرداد 1390 08:45 ق.ظ
سلام ما لینکتون کردیم نمیدونم چرا تا حالا تو لینکدونیمون نبودید
پاسخ پرنیان : ما هم انجام مید یم..چشم.
samaneh
چهارشنبه 5 مرداد 1390 08:41 ق.ظ
مامان پرنیان جون ما آپیم بدو بیاا
پاسخ پرنیان : اومدیم..چشم
مرضیه
سه شنبه 4 مرداد 1390 04:32 ب.ظ
سلام عزیزم آپم خوشحال میشم بهم سر بزنی
پاسخ پرنیان : چشم...
miss
سه شنبه 4 مرداد 1390 03:35 ب.ظ
فدا شیرین زبونی هات خوشگله
پاسخ پرنیان : قربون شما.....خاله...
ویدا
سه شنبه 4 مرداد 1390 01:32 ب.ظ
یعنی من مرده اون عمل جراحی سختتم خاله
پاسخ پرنیان : یعنی چه کنیم خاله!
khale zahra
دوشنبه 3 مرداد 1390 10:12 ق.ظ
سلام دوست من

آپم خوشحالم میکنی بیای


`*•.¸¸ღ نگــــــ ــــار خالهღ ¸.•*`
`*•.¸¸ღ نگــــــ ــــار خالهღ ¸.•*`
`*•.¸¸ღ نگــــــ ــــار خالهღ ¸.•*`
پاسخ پرنیان : چشم..چشم..
khale zahra
دوشنبه 3 مرداد 1390 10:12 ق.ظ
سلام دوست من

آپم خوشحالم میکنی بیای


`*•.¸¸ღ نگــــــ ــــار خالهღ ¸.•*`
`*•.¸¸ღ نگــــــ ــــار خالهღ ¸.•*`
`*•.¸¸ღ نگــــــ ــــار خالهღ ¸.•*`
پاسخ پرنیان : چشم........
سپیده عمه آریانا
یکشنبه 2 مرداد 1390 04:22 ب.ظ
ااااااااااای جان قربون این دکتر کوچولوی ناز برم من . خسته نباشی عزیزم .
بوووووووووووووووووووووووس برای پرنیان عسلی نازم
پاسخ پرنیان : ای سلامت باشین....
نازی رادمنش
یکشنبه 2 مرداد 1390 01:00 ب.ظ
سلوووووووووم...حالتون؟من دوباره اووووووومدم...........بودم ولی شما منو نمیدید.............کم پیدا شدی پرنیان خانمممممممممی........خوشگلم دلم برات تنگیده یهویی.......خیلی دوست دارم.......من آپم با تولد وب جونی......بای
پاسخ پرنیان : چشم..بای...
مامان امیر
یکشنبه 2 مرداد 1390 08:35 ق.ظ
خانوم دكتر خوشگل حل نی نی چطوره- حالا همكارای مامان چه شكلی بودن. بالاخره اونها رو دیدی یا نه
پاسخ پرنیان : خوبه...بد نبودن....
عمه سمیه
یکشنبه 2 مرداد 1390 07:43 ق.ظ
عمه خوشكله چرا اینجا ژولی پولی هستی خانم ناز این باباتم با این عكس انتخاب كردنش - عكسای نازدخترمونو بذار
پاسخ پرنیان : ای عمه جان..خوش آمدی
سجاد
شنبه 1 مرداد 1390 03:58 ب.ظ
سلام ...
ان شاالله كه عمل به خوبی و خوشی تمام شده باشه و الان شاد و سلامت باشید
پاسخ پرنیان : تموم شدعمو...
مامان شایان و داداشی
شنبه 1 مرداد 1390 10:25 ق.ظ
خانم دکتر خسته نباشید ، راستی ایوت خانم با کاکال زریشون خوبن ایشالله ؟
از شوخی گذشته من مطمئنم با این هوش سر شاری که شما دارید هر رشته ای که دوست دارید قبول می شوید انشالله
پاسخ پرنیان : ایشالا..همه دستای خوبم نیز....سپاس..دو تا دسته گل تون هم خاله..
مامان دیبا و پرند
جمعه 31 تیر 1390 08:07 ب.ظ
سلام دوستم
خسته نباشی خانم دکتر. اون وقت توی برنامه مهدتون آلو دارین/////
پاسخ پرنیان : می‌ذاریم آلو رو...سلامت باشی مامانی خوب
کوسه جنوب
جمعه 31 تیر 1390 03:38 ب.ظ
سلام عموجون
خوبی؟
ایشالا همیشه تندرست و توانا باشی
پاسخ پرنیان : سلام عمو کوسه..خوش اومدی ..کجا بودی؟
هستی
جمعه 31 تیر 1390 01:17 ب.ظ
ماشالله چه دخترنازی دارین بهماهم سربزنید
پاسخ پرنیان : خواهش..چشم
بابای مهربون
جمعه 31 تیر 1390 12:51 ق.ظ
سلام ببخشین که من یه مدت نبودم که از لطفتون تشکر کنم
بابت این که وقتی نیستم به وبم سر میزنین
موفق و شاد باشین
پاسخ پرنیان : وظیفه اس عمو....
کوثر
پنجشنبه 30 تیر 1390 04:59 ب.ظ
سلام پرنیان جونی
دوس داری با هخم تبادل لینک کنیم دخملی مامان؟
قربوستون
بای
پاسخ پرنیان : اولین فرصت میایم خدمتتون
مامان الیانا
پنجشنبه 30 تیر 1390 04:19 ب.ظ
ای جان دخمل زیبای من ااا نهببخشید خانوم دکتر واقعا خدا قوت امیدوارم دستیار خوبی بوده باشه این آقی علی بلا ازت دور باشه فرشته معصوم
پاسخ پرنیان : خواهش خاله....
آرنیکا
پنجشنبه 30 تیر 1390 02:33 ب.ظ
سلام پرنیان جون
خوبی خاله؟
چقد جالب پس دوس داری دکتر شی
خانم دکتر پرنیان
پاسخ پرنیان : سلام خاله! چرا سایتتون باز نمی شه؟
بازیگوش
پنجشنبه 30 تیر 1390 11:56 ق.ظ
خدا دستیارت رو رسوند هااااااا
پاسخ پرنیان : آره دیگه...چشم ما روشن
سیدمهدی
پنجشنبه 30 تیر 1390 03:38 ق.ظ
سلام. انقدر نیومدی كه خودم اومدم . چه خبرخواهری جان .ژرنیان خوبه ؟
پاسخ پرنیان : خواهر جان نیس كه عمو..من هستم
مامان مینوفر
چهارشنبه 29 تیر 1390 07:37 ب.ظ
ای وای ترسیدیم گفتی عمل
عزیزم حالا چرا ایوت
پاسخ پرنیان : توی یکی از شبکه‌ها بگردین می‌بینین
سودابه
چهارشنبه 29 تیر 1390 03:46 ب.ظ
سلام
فدای این دخملی بشه خاله سودی
پاسخ پرنیان : قربون خاله...
مامان پرنیان
چهارشنبه 29 تیر 1390 02:51 ب.ظ
جالبه كه بچه ها خیلی دوست دارند بیایند سر كار مامانشون را ببینند .
من هم یك بار پرنیانم را آوردم خیلی بش خوش گذشت اصرار داشت بازم بیاید
پاسخ پرنیان : اینه...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ
و من یک خانوم پرنیان هستم. زاده شدم از مادری کرمانشاهی و پدری مشهدی که هر دو انگار روزنامه‌نگارند در روز برفی 27 آذر 1385 خورشیدی؛ در بیمارستان مهر مشهد و اتاقی که پسر عمه‌ام کیان خان که با بلاگ خود انگیزه ورودم به دنیای مجازی بود، سه سال و هفت ماه و 15 روز بعد، در اتاق روبروی آن پا به عرصه گیتی گذاشت.
همه کودکان در پناه یکتای توانا....
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :